حال اگر ارتفاع آب در مخزن به جاي 1 متر، 2 متر باشد، فشار آب بر كف آن دو برابر، يعني 2000 پاسكال مي شود.
بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه فشار مايعات به ارتفاع آنها بستگي دارد. يعني هر چه ارتفاع ستون مايع بيشتر باشد. نيروي وزن مايع بر سطح زيرين خود بيشتر مي شود و در نتيجه فشار مايع بيشتر خواهد بود.
يك نكته ي بسيار جالب در مورد فشار مايعات اين است كه مايعات، فشار را به خوبي و بطور يكسان در همه ي جهات منتقل مي كنند. از اين خاصيت، در موارد بسياري استفاده مي شود. از جمله دو دستگاه ترمز اتومبيل ها از خاصيت انتقال فشار مايعات بهره گرفته مي شود.

فشار گازها :

هواي اطراف زمين به وسيله نيروي گرانش زمين به طرف پائين كشيده مي شود . نيروي گرانش سبب مي شود كه هوا بر همه اجسام روي زمين، فشار وارد مي كند. مانند آبي كه بر كف ظرف خود فشار وارد مي كند.
وجود فشار هوا در بعضي از كارها به ما كمك مي كند. مثلاً وقتي كه با يك ني، نوشيدني مي خوريد، فشار هوا ،‌مايع را از ليوان به درون دهان شما منتقل مي كند. فشار هوا بر روي تمام اجسامي كه روي سطح زمين قراردارند از همه جهت ها وارد مي شود.
 



  يك نكته جالب :

بر روي سطح زمين، وقتي بطري آب را كج مي كنيم در اثر نيروي گرانش، آب به دهان، سرازير مي شود اما در شرايط بي وزني حتي اگر بطري آب را كاملاً هم سر و ته بگيريم،‌آب فرو نمي ريزد، در چنين شرايطي مي توان آب را به وسيله ي ني نوشيد. فشار هوا موجود در ايستگاه فضايي، اين كار را امكان پذير مي سازد.
وقتي در يك محيط بسته مقداري گاز وارد مي كنيم مولكول هاي گاز كه پيوسته در حال حركت و جنبش هستند دائماً به ديواره هاي ظرف برخورد مي كنند. برخورد هر مولكول با ديواره ظرف، نيرويي بر ديواره وارد مي كند به عبارت ديگر، مي توان گفت كه عامل ايجاد فشار يك گاز بر روي ديواره هاي ظرف آن . ضربه هاي متوالي مولكول هاي گاز به ديواره است. هر چه مقدار گازي كه به يك ظرف در بسته وارد مي كنيم بيشتر باشد. فشار گاز درون آن ظرف بيشتر مي شود، زيرا با افزايش تعداد مولكول ها، تعداد برخورد آن ها با ديواره ظرف افزايش مي يابد.
همان طور كه ملاحظه مي كنيد، عامل وجود فشار هوا بر اجسام روي سطح زمين،‌نيروي گرانش است كه از طرف زمين بر هواي اطراف آن وارد مي شود و آن را به طرف خود مي كشد اما در مورد گازي كه در يك ظرف در بسته قرار دارد: مثل هواي موجود در لاستيك ، اتومبيل يا گاز موجود در كپسول يا هواي موجود در فضاپيما مي توان گفت كه عامل فشار در واقع جنبش و حركت مولكول هاي گاز آن است.
 



  فكر كنيد

درباره عبارت زير فكر كنيد آيا مي توانيد اين پديده ها را به مفهومي كه در ذهن خود از فشار داريد مربوط نمائيد.
لبه تيز چاقو گوشت را به راحتي مي برد اما لبه ي پهن آن نمي برد وقتي لبه ي چاقو تيز است، فشار وارد بر گوشت بيشتر و وقتي لبه ي آن پهن است نيرو در سطح وسيع تري پخش مي شود و فشار وارد برگوشت كم تر است.
ميخ از سر تيزش در چوب فرو مي رود اما از سر پهن فرو نمي رود.
نوك تيز ميخ فشار بيشتري را بر چوپ وارد مي كند.
مرتاض هاي هندي روي يك تخت چوبي پوشيده از ميخ مي خوابند اما نمي توانند روي آن بايستند.
وقتي مرتاض هاي هندي روي تخت مي خوابد سطح زياد و فشار كم است. اما وقتي مي ايستد، سطح كم و فشار زياد است و ميخ ها در پاهايش فرو مي رود.